rangarang free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
حکایت دعوا بر سر خال از زمان خواجه حافظ شیرازی آغاز گردید و تا زمان معاصر ما کشیده شد ! داستان با بیتی از اشعار حافظ شروع گردید . سپس صایب تبریزی در سالهایی بعد بگونه ای انتقادی و با الگو برداری از اصل شعر حافظ را محکوم به اشتباهش کرد و نهایتا شهریار پاسخی زیبا و شنیدنی برای صایب تبریزی سرود .
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
صایب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سرو دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
....بقیه در ادامه مطلب
آیا میدانستید ؟
* در سال 1996، 315 مورد اشتباه در دیکشنری معروف Webster وجود داشت!
* روزانه بطور متوسط 12 نوزاد به پدر و مادر اشتباهی تحویل داده می شوند!
* بیشتر رژهای خانمها از پولک ماهی درست شده اند!
* در دهه 1830 سس گوجه فرنگی به عنوان دارو فروخته می شد!
* کتاب رکودهای گینس، رکورددار دزدیده شدن از کتابخانه های عمومی می باشد!
* تعداد آدمهایی که هر ساله بر اثر سقوط از روی الاغ می میرند از تعداد آدمهایی که بر اثر سقوط هواپیما می میرند بیشتر است!
* اعلامیه استقلال آمریکا بر روی کاغذهای ساخته شده با برگ حشیش نوشته شده!
* شکلات بر روی سیستم عصبی و قلب سگ تاثیر مخربی بجا می گذارد، به وسیله چند اونس شکلات به راحتی می توان یک سگ متوسط الجثه را از پای در آورد.
* هنگام خوابیدن، بدن بیشتر از هنگام تماشای تلویزیون کالری مصرف می کند.
* درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد.
* زهره تنها سیاره ای است که در جهت عقربه های ساعت به دور خودش می چرخد.
* بیشتر گرد و غبار موجود در منزل از پوست مرده ای است که از بدن شما می ریزد.
* والت دیسنی (موسس شرکت والت دیسنی و خالق میکی ماوس) از موش می ترسید!
* مروارید در سرکه حل می شود.
* بالا بردن گاو از پله ها امکان پذیر است، اما پائین آوردن آنها از پله امکان ندارد!
* برای این که 700 گرم به وزن شما اضافه بشه باید 9 کیلو سیب زمینی بخورید!
* بعضی از قالیچه های ایرانی 500 سال طول می کشد تا از بین بروند.
* زنبور عسل 5 چشم دارد که دو تا چشم اصلی در بغل سر و 3 تای دیگه بر روی سر اون قرار داره.
* الفباى هاوایى تنها ١٢ حرف دارد.
* مقدار پولى که هر روز براى بازى «مونوپولى» چاپ مى شود بیشتر از پولى است که در خزانه دارى آمریکا چاپ مى شود.
صبحگاه:
بقیه در ادامه مطلب ...
وا... آقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچهها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفخ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم
بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...
ناهار
قبر امیر لشکر!!
روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است!شخص پاسخ داد : این قبر علمدار امیر لشکر است!ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟
---------------------------------------
قیمت حاکم
ملا به حمام رفته بود اتفاقا حاکم شهر هم برای استحمام آمد حاکم برای اینکه با ملا شوخی کرده باشد رو به او کرد و گفت : ملا قیمت من چقدر است؟ملا گفت : بیست تومان.حاکم ناراحت شد و گفت : مردک نادان اینکه تنها قیمت لنگی حمام من است.ملا هم گفت: منظورم همین بود و الا خودت ارزش نداری!
---------------------------------------
ملانصرالدین و مرد دانشمند
مردی که خیال می کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت:خجالت نمی کشی خود را مسخره مردم نموده ای و همه تو را دست می اندازند در صورتیکه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر می کنم.ملا گفت : ایا در این سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟دانشمند گفت :اتقاقا چرا؟ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چیز نرم دم الاغ من بوده است!
---------------------------------------
داستان خروس شدن ملانصرالدین
یک روز ملا به گرمابه رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند سر بسر او بگذارند به همین جهت هر کدام تخم مرغی اورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند: ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم می گذاریم اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را بپردازد!ملا ناگهان شروع کرد به قوقولی قوقو! جوانان با تعجب از او پرسیدند ملا این چه صدایی است بنا بود مرغ شوی! ملا گفت : این همه مرغ یک خروس هم لازم دارند !
شباهتهای بین من و پدرم با هم متفاوت هستند.
دیل برا پسر یوگی برا
-------------------------------------
اگر جنایت 100% هم کاهش پیدا کند باز هم پنجاه برابر آن میزانی است که باید باشد.
جان باومن کنسول اظهار نظر درباره میزان جنایت در واشنگتن دی سی.
-------------------------------------
هشدار دست زدن به این سیم ها به معنی مرگ آنی است متخلفان تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت !
اطلاعیه ای در یکی از استگاه های قطار آمریکا
-------------------------------------
آقای رئیس جمهورپیشنهاد من این است که همه ماموران آتش نشانی ده روز قبل از هر آتش سوزی آزمایش بشوند.
عضو یک شورای شهر در آمریکا به هنگام بحث.
-------------------------------------
چین کشور بزرگی است که چینی های بسیاری در آن ساکن هستند.
شارل دوگل رئیس جمهور فرانسه.
-------------------------------------
اگر از قتلهایی که در شهر می شود صرف نظر کنیم واشنگتن یکی از شهرهایی است که کمترین میزان جنایت در کشور را دارد.
-------------------------------------
خیابان های فیلادلفیلا کاملا امن هستند، این مردمند که آنها را نا امن می کنند.
فرانک رزو رئیس پلیس و شهردار فیلادلفیا.
-------------------------------------
فرهنگ امری ضروری است ولی باید زنده باشد و زیادش هم خوب نیست.
ویرجینو گایدا، مقامی رسمی در ایتالیا دوره فاشیسم
-------------------------------------
مدت ها در سفر بودم به همین خاطر فرصت نداشتم بذارم ریشم بلند بشه !
باب هورنر، بازیکن تیم آتلانتا بریوز وقتی از او پرسیدند چرا ریش نداری.
-------------------------------------
فقط یک نفر را می شود سرزنش کرد و آن هم همدیگر است.
باری بک، بازیکن هاکی نیویورک که در بازی های نهایی لیگ استنلی بر سر او غوغایی به پا شد.
-------------------------------------
هیچ کس نمی تواند در یک زمان در دو محل حضور داشته باشد مگر اینکه پرنده باشد.
سر بویل رچ, نماینده ترالی در مجلس بریتانیا در قرن هیجدهم.
-------------------------------------
بمب ها منحصرا به سمت اهداف نظامی نشانه می روند اما متاسفانه افراد غیر نظامی در اطراف این هدف ها هستند.
دوایت دی ایزنهاور، رئیس جمهور و ژنرال ارتش آمریکا.
-------------------------------------
داستان عمه عطار
چندی پیش دوستم تعریف می کرد که برادرزاه ی دبستانی اش هیجان زده از مدرسه به خانه می آید و می گوید که سر صف اعلام کردند که هر کس که بهترین تحقیق راجع به زندگی عمه عطار بکند و تا پایان هفته به مدرسه بدهد جایزه تعلق می گیرد.
همه خانواده به اصرار برادرزاده به تکاپو افتادند تا راجع به عمه عطار تحقیق کنند اما دریغ از یک خط که در مورد خانواده پدری عطار در کتابها نوشته شده باشد و معلوم نبود آیا عطار عمه هم داشته است یا نه؟ به هر کسی که دستی در ادبیات داشت رو انداختند و همه متعجب بودند که این دیگر چه جور مسابقه ای است؟ باز اگر راجع به خود عطار بود یک حرفی اما عمه عطار؟!!!
خلاصه آخر هفته مادر بچه تصمیم می گیرد به مدرسه برود و با مسئولین آن صحبت کند که این چه بساطی است که راه انداخته اند و تحقیق محال از بچه ها خواسته اند. فکر می کنید چه جوابی به وی داده اند؟
مدیر مدرسه پاسخ می دهد : که اصلا موضوع این مسابقه تحقیق در مورد زندگی عمه عطار نبوده بلکه تحقیق در مورد زندگی ائمه اطهار بوده است!!!!!!!!
در شهری در آمریکا، آرایشگری زندگی می کرد که سالها بچه دار نمی شد. او نذر کرد که اگر بچه دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!
روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان کار، هنگامی که قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود.
روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود.
روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد.
حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، با چه نظره ای روبرو شد؟
فکرکنید. شما هم یک ایرانی هستید.
.
.
.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر می زدند که پس این مردک چرا مغازه اش را باز نمی کند.
درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز می شود
تمام محبتت را به پاي دوستت بريز اما نه تمام اعتمادت را
رنگين کمان پاداش کسي است که تا آخرين قطره زير باران مي ماند.
از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه که آرزويش را داريم.
اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد
در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد.
خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد.
زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي
تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست
عشق مثل يک ساعت شني مي ماند همزمان که قلب را پر مي کند مغز را خالي مي کند
دیروزمان را سوزاندیم برای امروز... امروزمان را سوزاندیم برای فردا... و فردایمان دیروزی دگر!
در خوشبختی دوستانمان ما رو می شناسند ولی در بدبختی ما دوستانمان رو می شناسیم
هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ، با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود.
اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه.
دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه
چه تلخ است دیدن آنانکه شیرینی را بیش ازتلخی دوست دارند درحالی که از شیرینی تلخی ناآگاهند آری این چنین است
بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي سنگ قبرم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد اب شودوبه جاي يار برايم گريه کند
دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که ميخوای اونو از تو رويات بيرون بکشي و با تمام وجودت بغلش کني
آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند: یک:احساس كنند كسي دوستشون نداره و دو: احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره
رسوايي
دانـش آمـوزي بـه وقـت امتـــــــحـان با كتـاب خود به صحـــــــرا شد روان
رفت و بر شاخ درختي شد ســـــوار تا كه باشد ايمن از هر گيـــــــر و دار
در محـلي خالـي از هـر شـور شـــر همچنان مي كــرد درس خــــود زبــر
ناگه از روي درخـت آن نيك بخــــــت يه نگــاه افكنـــد در زيــر درخـــــــــت
ديــد زيبـا طلـعتي شــهوت پـرســت در بــر نا مـحرمـي افتــاده مســــــت
مـرد هر دم در كنـارش ميــــــكشاند باده خودميخورد و بر وي مي خورانـد
بوسـه مـي زد بر لـب او با شتـــــاب چون عزب بود وز شــــهوت درعـذاب
خواست كم ،كم تنگش اندربر كشد تا به مستـي ليـف او را ور كشـــــــد
بـــر ســـر آن لا كتــاب بــــد نـــــهاد ناگــــه از بــالا كتـــــابـي اوفتــــــــاد
از سرش يك باره شور ی مــي پريد جانـب بــالا نـــگاهي كـــرد و ديـــــد
نو جــوانـي ناظـر اعمــال اوســـــت مو بـه مو اگــــاه از افعال اوســـــــت
او گمـان ميــكرد ، زان كـار خـــطا كـس نــدارد آگــهي غيــر از خــــدا
آن كه دزدي مي كند ، دارد گمــان كز نظر ها هست اعمـالش نـهــــــان
در ره بد چون كه پويان پاي ماسـت ديــده ي بـيننـده ای بيـناي ماســــت
گر بـدان بيننـده لـخـتي بنــگريــــم جمــله بر رسوايــي خــود پي بريـــم
اگر فکر می کنید با هوش هستید معما های زیر را حل کنید ؟!![]()
ببینم چی کار می کنیدا ![]()
الف - منظور از عبارت شوخي وار «اِوري بادي خربا بوزه ايتينگ كُنه پا لَرزِشم سي تينگ كُنه» چيست؟
ب - پس از آن كه شمعي روشن بود, سر ديگر آن را نيز روشن كرديم ويك سوم ساعت ديگر طول كشيد تا شمع سوخت . اگر شمع در آغاز از دو طرف روشن شده بود ويك سر آن تنها زماني كه يك سوم مياني آن باقي مانده بود , خاموش مي شد, سوختن شمع چه مدت طول مي كشيد؟
پ - این مساله رو انشتین تو قرن نوزده مطرح کرده و گفته 98 درصد مردم دنیا قادر به حل اون نیستند.
مساله:
1- در یک خیابون 5 خونه وجود داره که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدن.
2- تو هر خونه یه نفر با ملیت متفاوت با بقیه زندگی میکنه
3- هر کدوم از 5 صابخونه یه نوشیدنی متفاوت, یه مارک سیگار متفاوت دوست داره و یه حیوون متفاوت تو خونه نگهداری میکنه
سوال اینه که کی تو خونه ماهی نگهداری میکنه با این شرطها که:
1- انگلیسه خونه اش قرمزه
2- سوئدیه تو خونه سگ نگه میداره
3- دانمارکیه چای دوست داره
4- خونه سبز رنگ سمت چپ خونه سفیده
5- صاحب خونه ی سبز رنگ قهوه دوست داره
6- کسی که سیگار پالمال میکشه پرنده نگهداری میکنه
7- صاحب خونه زرد رنگ سیگار دانهیل میکشه
8- مردی که تو خونه وسطی زندگی میکنه شیر دوست داره از نوشیدنی ها(نه حیوونا)
9- نروژیه تو اولین خونه زندگی میکنه
10- مردی که بلندز میکشه همسایه اونیه که گربه نگهداری میکنه
11- مردی که اسب نگهداری میکنه همسایه مردیه که دانهیل میکشه
12- مردی که بلو مستر میکشه ماءالشعیر دوست داره
13- آلمانیه سیگار پرنس میکشه
14- نروژیه همسایه اونیه که خونه اش آبیه
15- مردی که بلندز میکشه همسایه ای داره که آب دوست داره بین نوشیدنیها.
ت :معمای سوم:يكنفر به شهري وارد شد و تصميم گرفت نزد سلماني برود و سروصورتش را اصلاح كند. آن شهر دو سلماني بيشتر نداشت. وقتي مرد بسراغ نخستين سلماني رفت، ....
مطلب را به صورت کامل در در ادامه مطلب بخوانید .